Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
«هندل» كه علاقة وافري به كار در روي صحنة نمايش داشت از داستان استرو و مردخاي و خامان دوبار استفاده كرده و آن را موضوع دو اثر معروف خود قرار داده است. هنگامي كه سي و پنجمين مرحلة زندگي خود را ميگذرانيد اشتياق وي به اينكه آثاري براي صحنة نمايش تدارك كند به نتيجه رسيد. نخست داستان «اسيس و گالاتيا»(1) را كه شاعر معروف معاصرش «جان گاي»(2)ساخته بود با موسيقي تلفيق كرد و پس از آن منظومة «هامان و مردخاي» را به موسيقي گذاشت و براي كار اخير مبلغ يك هزار ليرة استرلينگ هديه گرفت. اين دو تصنيف هر دو بصورت «ماسك»(3) تنظيم شده و بدون شك نخستين بار در تماشاخانة خصوصي «كانونز»(4) در لندن، و احتمالاً--درسال 1721 بمعرض نمايش گذاشته شده است.
اما داستان هامان و مردخاي در حقيقت يك داستان عشقي و تاريخي است، و در كتاب استر تورات آن را چنين نقل كردهاند كه اخشو رش(5)، كه از هند تا حبش، بر صدو بيست و هفت ايالت پادشاهي ميكرد، در سال سوم سلطنت خود مجلس ضيافتي در شوش ترتيب داد و گروه كثيري از بزرگان و سروران پارس و ماد را بدان دعوت كرد تا جلال و شكوه دربار و خود را بديشان بنمايد.
و شتي(6)، ملكة خشايارشا نيز بهمين مناسبت مجلس ضيافتي براي زنان بر پا كرد.
در روز هفتم اين جشن چون خشايارشا از نشئة شراب سرمست شد فرمان داد شتي را با تاج شاهي باخ وي بياورند تا حاضران زيبايي او را ببينند.
و شتي از پذيرفتن فرمان شاه سرپيچي كرد و خشايارشا خشمگين شد و پرسيد كه مجازات وي، براي سرپيچي از فرمان شاه چيست؟ يكي از بزرگان پاسخ داد كه شتي نه فقط به خداوندگار خود، بلكه به بزرگان مملكت نيز اهانت كرده و چون زنان از رفتار وي آگاه شوند ديگر اطاعت شوهران نكنند و جا دارد كه شاهنشاه و شتي را ازمقام خود معزول سازد و ملكة ديگري انتخاب كند. فرمان صادر شد و شتي معزول گرديد. درصدد جستجوي دختري كه سرآمد دوشيزگان كشور باشد برآمدند.
در شهر شوش مردي يهودي، بنام مردخاي، از تخمة بنيامين، زندگي ميكرد كه- عموزادهاي بس زيبا داشت بنام هدسه(7) كه در ايران تحت تعليمات عمويش مردخاي تربيت يافته بود. اين دوشيزة زيبا پس از وشتي ملكة ايران شد و با وجود اينكه همه كس از يهودي بودن مردخاي آگاه بود مليت هدسه بر همگان پنهان مانده بود زيرا مردخاي به او سپرده بود مليتش را فاش نكند.
پس از يكسال كه او را براي مقامي كه در انتظارش بود تربيت كردند در روز معين بحضور خشايارشا او را بر ديگر دوشيزگان برتري داد و تاج بر سر وي نهاد و از آن روز او را استر ناميدند كه به پارسي به معني ستاره است.
سردار محبوب شاه كه هامان نام داشت و شدمن سرسخت مردخاي بود درصدد برآمد كه با طرح نقشه، همة يهوديان را قتل عام كند. با اين نيت كه نزد شاهنشاه رفت و گفت در كشور تو مردمي هستند كه آداب مخصوص بخود دارند و فرمان تو را اطاعت نميكنند و من ده هزار وزنة نقره به تو پيشكش ميكنم كه اجازه دهي نسل ايشان را براندازم-شاه انگشتري خود را بدو داد و گفت هم نقره و هم اين مردم را بتو بخشيدم، با ايشان هرچه خواهي كن. هامان دستور قتل عام همة يهوديان را در سراسر كشور صادر كرد.
چون مردخاي از ماجرا آگاه گشت سخت اندوهگين شد و شرح واقعه نزد استر برد. استر براي نجات همكيشان خود برآن شد كه دست بكار متهورانهاي بزند. لباس ملوكانه به تن كرد و بيخبر و بياجازه به كاخ شاه درآمد و از او درخواست كرد كه با هامان ميهمان او باشند. شاه پذيرفت. در مجلس ميهماني، شاه از ملكه خواست كه هرچه آرزو دارد از او بخواهد. استر اجازه خواست آن را در ميهماني روز بعد كه براي ايشان ترتيب خواهد داد عنوان كند.
در ضمن هامان دستور داده بود كه براي بدار آويختن مردخاي داري به ارتفاع 50 آرش برپا كنند.
در شب آن روز، هنگامي كه ملازمان خشايارشا سالنامة سلطنت را برايش ميخواندند به كشف سوء قصدي كه چندي پيش به ضد وي صورت گرفته بود اشاره كردند. شاه پرسيد در مقابل اين خدمت چه اجر و دستخوشي به مردخاي داده شده، گفتند هيچ. در همين موقع هامان به حضور آمد، خشايارشا از او پرسيد چه بايد كرد دربارة كسي كه شاه بخواهد او را سرافراز كند. هامان بتصور اينكه مقصود شاه خود اوست گفت لباس شاه بپوشد و تاج شاه بر سر نهد و بر اسب شاه سوار گردد و اول مرد دربار در جلو او حركت كند و بمردم بگويد كه هرگاه شاه بخواهد كسي را سرافراز سازد با وي چنين كند. خشايارشا دستور داد كه هم اكنون اين حكم را در حق مردخاي عمل كن. هامان عمل كرد ولي سخت ملول بود.
در مجلس ميهماني ملكه، شاه باز از استر خواست كه آرزوي خود را بگويد. استر گفت من و ملتم دشمني سرسخت داريم. شاه پرسيد كيست آن دشمن، ملكه هامان را بنمود. شاه خشمگين شد و به كاخ خود رفت و هامان دانست كه جانش در خطر است، به تضرع بر بستر استر افتاد. پادشاه بازگشت و بتصور اينكه هامان قصد هتك حرمت ملكه را داشته او را بر همان داري كه براي مرد خاي فراهم كردهك بود بردار كردند و خانهاش به استر بخشودهشد و مردخاي بخدمت شاه درآمد و شاه انگشتري خود بوي سپرد. استر باز از پادشاه تقاضا كرد كه فرماني را كه هامان براي قتل يهوديان صادر كرده است باطل سازد و خشايارشا به ايشان اجازه داد هرچه خواهند براي آزادي يهوديان بنويسندو به مهر شاه مهر و موم كنند و بفرستند و كسي را جرأت تخطي نباشد. استر نامه نوشت كه از دشمنان يهويدان انتقام گرفته شود و يهوديان آزادي و احترام يافتند و روز چهاردهم ماه آذار(8) را به شكرانة اين پيروزي جشن گرفتند و آن را جشن «فوريم»(9) ناميدند.(10)
اما دربارة اين داستان كه خلاصة آن را در اينجا نقل شد عقايد ضد و نقيض فراوان است از جمله نكات مهم مورد بحث يكي اين است كه گفته شده استر بجاي وشتي، ملكة خشايارشا شد و اين از جمله مسائلي است كه بسياري از محققان تاريخ در آن ترديد كردهاند. بنا به تحقيقات اكثر محققان كتاب استر در سدة دوم پيش از ميلاد نوشته شده و نويسندة آن مسلماً به منابعي از تاريخ ايران دست داشته ولي آنچه در اين داستان آورده با اسناد تاريخ كاملاً تطبيق نميكند. بعيد نيست كه مؤلف كتاب آن را از يك منبع اقتباس كرده و براي منظور خاص خود در آن دست برده باشد.
خشايارشا از سال 486 تا 465 پيش از ميلاد سلطنت كرد و اگر ادعاي بعضي از محققان درست باشد كه گفتهاند مردخاي پسرعموي و مربي استر، توسط بخت النصر دوم(11) تبعيد شده است درست باشد اين دو واقعه يعني تبعيد مردخاي و انتخاب شدن استر بعنوان ملكه ايران درست يك قرن با هم اختلاف دارد مگر اينكه بگوييم پدران مردخاي در تمام اين مدت در ايران بسر برده بودهاند. بهرحال در كتاب عز را از كتاب مقدس، درباب دوم، آية دوم از جملة كساني كه به فرمان كورش كبير در سال اول پادشاهياش از قيد اسارت آزاد شده و عازم اورشليم و يهودا هستند يكي هم مردخاي است. آيا اين همان مردخاي عمومي استر است يا مردخاي ديگر معلوم نيست.
نكتة ديگري كه ترديد را دربارة اصالت اين داستان افزايش ميدهد اين است كه در اين داستان، بنام حضرت مسيح اصلاً اشاره نميشود. با اين وصف حالت و روح مذهبي از آن احساس ميتوان كرد. مجاهدت استر در راه خدمت به ملتش، و اينكه براي نجات قوم يهود جان خود را به مهلكه انداخته و اعتقادش باينكه وظيفه ايست مقدس و آسماني كه به عهدة وي محول شده از جملة عوامل زيبا و جالب توجه اين داستان است. از اين موارد كه بگذريم دربارة اعتبار و اصالت تاريخي آن همانطور كه گفته شد ترديد وجود دارد. حتي حاخامها و فقيهان قوم يهود در سدة اول ميلادي مطمئن و يا متفق القول نبودند كه آيا بايد داستان استر را در كتاب مقدس بياورند يا نه.
پيشوايان مذهب مسيح هم دربارة اصالت اين داستان اظهار ترديد كردهاند. از اقوال مارتين لوتر(12) نقل كردهاند كه گفته ايكاش اين داستان وجود نداشت. در سال 1974 در حدود بحرالميت (13) قسمتهاي كتاب مقدس را به شكل طومار يافتند كه تاريخ تحرير آنها از 200 ق م تا 100 ميلادي است و كتاب استر جزء آنها نبود.
عدة ديگري از محققان نيز عقيده دارند كه چون احساسات ملي قوم يهود در اين داستان بياندازه شديد است تاريخ تحرير آن بايد قاعدتاً چند سالي بعد از جنگهاي «ماكابي»(14) باشد چون شور و هيجاني كه در نتيجة جنگهاي مزبور بر ملت يهود مستولي شده بوده در اين داستان ميتوان بخوبي احساس كرد.
نكتة ديگر همين موضوع جشن پوريم يا فوريم است كه درست دو روز بعد از جشني كه براي تجليل از پيروزيهاي شاهزادگان «ماكابي» برگزار ميشده برقرار كردند. علاوه براين جشن پوريم در كتاب ماكابي دوم(15) نخستين بار به عنوان جشن مردخاي معرفي شده است. بعضي احتمال دادهاند كه اين جشن اصلاً خارجي است و استدلال ميكنند كه كلمة پوريم آهنگ و اشتقاق عبري ندارد عدهاي هم ميگويند اين كلمه اصلاً فارسي است. بهرحال وضع كلمة پوريم قديميتر ازتدوين كتاب استر است.
بطور كلي كتاب استر حاكي است از احساسات ملي قوم يهود و نفرت و انزجار تند به غير يهوديان. اقدام به قتل عام غير يهودي نكتهايست برخلاف مقررات مذهبي يهود بصورتي كه در كتابهاي ديگر عهد عتيق از جمله كتاب دانيال شده است و تدوين كننده كتاب باين نكته توجهي نكرده الست. با وجود آنچه به اختصار بيان شد كتاب استر بياندازه مور علاقه پيروان مذهب يهود است و هر سال در جشن پوريم در كنيسه با نماز مخصوصي كه به عنوان شكرگزاريبدرگاه خداوند ميگذارند خوانده ميشود و بنا به روايت كاتب استر، اين جشن را مردخاي بياد بود آزادي يهوديان بپايمردي استر، و رهايي ايشان از نابودي بدست هامان ايجاد كرده است.
بدرگاه خداوند ميگذارند خوانده ميشود و بنا به روايت كاتب استر، اين جشن را مردخاي بياد بود آزادي يهوديان بپايمردي استر، و رهايي ايشان از نابودي بدست هامان ايجاد كرده است.
در مورد شخص استر هم اختلاف عقيده زياد است. بعضي او را امسترس(16) زن خشايارشا تطبيق كردهاند ولي چون پدر امسترس يكي از سردارن و سپاهيان سپاه خشايارشا بوده، اين عقيده رد شده است. بعضي ديگر از محققان نيز داستان استر را با كشمكش بين خدايان بابلي مطابق كردهاند به اين ترتيب كه استر را با ايشتار(17) و مردخاي را با مردوك(18) و شتي را با ماشتي(19) خداي عيلامي، و هامان را با هومان(20) خداي ديگر عيلامي مطابقت دادهاند. ولي با اين احتمالات موضوع داستان بكلي تغيير ميكند و آن را بكلي از اعتبار مياندازد.
1-Acis and Galatea در تاريخ اساطيري اسيس نام چوپاني است از اهالي سيسيل كه دوشيزهاي بنام «گالاتيا» در در گرو مهرش دارد. غول يك چشمي Cyclops بنام «پولي فم» Polypheme كه مهر گالانه را در دل داشت و رقيب اسيس است روزي كه برفراز تخته سنگي در كوه «اتنا» Atena بياد معشوق و بخاطر جلب كردن توجه او ناي نواخته و متوجه معشوق و رقيب در زير آن تخته سنگ در آغوش يكديگرند. خشم و رشك او را برآن ميدارد كه آن تخته سنگ عظيم را بر سر ايشان خراب كند و از زير آن تخته سنگ رودي جاري ميشود.
در باغ لوكزامبورگ كه پاريس برسر فوارة استخر آن پارك منظرة عشقبازي آسيس و گالانه در زير تخته سنگ و مراقبت پوليفم با مرمر و برنز بصورت مجسمه ساخته شده است.
موازي در سال 1788 و مندلسون در سا 1828 هريك قطعهاي بنابراين مضمون ساختهاند. در سال 9-1708 نيز اين موضوع در ايتاليا بموسيقي گذاشته شده است.
2-John gay (1732-1685) شاعر خوش قريحه و ظريف طبع انگليس كه اشعار اپراي گدايان Beggars Opera را تصنيف كرده است. اين اپرا كه در واقع يك بالاد اپرا Ballad Opera است(اپراي عشقي عامه پسندي كه در آن بجاي «رسيتاتيو» Recitative مكالمه بكار ميبرند. موسيقي آن گاهي اختصاصاً ساخته ميشده و گاهي هم تركيبي بوده است از آوازهاي مشهور و متداول) درسال 1728 در لندن نمايش داده شد و شصت و سه شب متوالي بازي شد.
3-Masque نوعي نمايش توأم با موسيقي كه آن را مقدمة پيدايش اپرا ميدانند و عبارت بوده است از نمايشهايي كه موضوع آن داستاني تمثيلي Allegorical يا مجازي و يا اساطيري بوده و به شعر تنظيم ميشده و با آواز و موسيقي و رقص، در صحنههايي مجلل و با شكوه و با لباسهايي گران قيمت، در دربار يا در كاخهاي اعيان و اشراف در روزهاي جشن و سرور غالباً توسط رجال و بزرگان بازي ميشده است.
نمايشهاي ماسك در دربار جيمز اول Jams I و چارلز اول Charls I در انگليس بسيار رايج هزينة برگزاري آنها بياندازه زياد بود. هزينة برگزاري يكي از آنها را در سال 1613 ميلادي بملبغ 1086 ليرة استرلينگ نقل كردهاند. بن جانسون ben Janson و بومان Beaumoot و شرلي Shirly و ميلتون Milton از جملة شاعران و درام نويسان معروفي هستند كه آثاري بصورت ماسك نوشتهاند.
ولي نمايش ماسك بتدريج اهميت خود را از دست داد و در سالهاي بعد بصورت بعد بصورت بال ماسكه درآمد.
4-Conons كاخ عظيم و مجللي در لندن كه در سال 1712 توسط جيمز بريجز James Bridges رئيس خزانهداري نيروهاي نظامي انگليس، كه ثروت زيادي تحصيلي كرده بود بمبلغي در حدود 230000 ليرة استرلينگ ساخته و تالار مجللي مجللي براي برنامههاي موسيقي و ماسك در آن بنا شده بود.
5-ahasuerus صورت تصحيف يافتة كلمة خشايارشاست.
6-Vashti در جلد اول كتاب تاريخ باستان مرحوم مشيرالدوله، صفحه 897 ببعد نام اين ملكه و شئي آمده است.
7-Hadassah در لغت به معني مورد است.
8-نام ماه اول بهار از سال رومين و ششمين سرياني(برهان قاطع چاپ دكتر معين) و دوازده همين ماه سال يهودي.
9-Purim
10-براي توضيح بيشتر از داستان استر به كتاب مقدس به عهد عتيق، كتاب استر و همچنين به كتاب تاريخ باستان مرحوم مشيرادوله، جلد اول صفحه 897 مراجعه شود.
11-نابوك نصر Nabuchodonoser يا نبوكدرزر Nebuchoderezzer مقصود بخت النصر دوم ملقب به كبير است كه از 605 تا 562 ه ق . سلطنت كرد و از جملة فتوحات بزرگ او يكي فتح سرزمين يهودا Judah و شهر بيتالمقدس بوده است. محاصرة بيت المقدس هيجده ماه طول كشيد و بالاخره گرسنگي موجب شكست مردم آن شهر شد. قسمت اعظم يهوديان به اسارت به بابل برده شدند و در آنجا ايشان را به كار كشت و زرع واداشتند وعدة معدودي هم به مقامات عالي نائل شدند. براي كسب اطلاع بيشتر به كتاب «اساطير بابل و آشور» Myths of Babylonia and Assira تأليف دونالد ماكنزي Donald Mackenzie و همچنين به كتاب دانيال در كتاب مقدس مراجعه كنيد.
12-MartinLuther (1564-1483) پيشواي مذهبي معروف آلماني.
13-The Dead Sa
14-«يهودا ماكابيوس» باياري و همراهي 4 برادرش كه جمع آنها را شاهزادگان «ماكابي» مينامند از ميهن دوستان اين قوم بودند كه برضد اتتيو اپيفانس Antiechus Epiphanus از جانشينان اسكندر مقدوني، شورش كردند.
15-كتاب اول ماكابي دربارة جنگهاييست كه برادران ماكابي براي بدست آوردن استقلال از زمان John Macabbes با ياري و همراهي 4 برادرش كه جمع آنها را شاهزادگان «ماكابي» ميناميدند ازميهن دوستان اين قوم بودند كه برضد كوس اپيفانس Antiechus Epiphanus از جانشينان اسكندر مقدوني شورش كردند.
15-كتاب اول ماكابي دربارة جنگهاييست كه برادران ماكابي براي بدست آوردن استقلال از زمان Juhn Hyrcanus (104-135 ه ق) كه حاخام اعظم و فرمانرواي يهوديان گرديد بزبان عبري نوشته شده و وقايع حدود 40 سال را شامل ميشود و ظاهراً بنابرا مشاهدة وقايع نوشته شده است، كتاب دوم كه وقايع 15 سال را شامل ميشود عبارتست از نقل معجزهها و داستانهاي مذهبي و قوانيني كحه پروستانها آنها را رد كردهاند.
16-Amestris
17-Ishtra
18-Mardook
19-Mashti
20-Human
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 123 [SerialNo] => 119 [MTitle] => ايران و درام نويسان بزرگ جهان [FTitle] => موضوعها و مضمونهاي ادبي و تاريخي ايران در آثار نمايشنامهنويسان معروف جهان [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 0 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 114 [ArticleAddrInSite] => http://www.ichodoc.ir/p-a/CHANGED/99/html/99-10.HTM [FishWriter] => 8 [WriteDate] => 12/12/2004 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved