Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
در بحثهاي گذشته، اطلاعات ومسائل زيادي پيرامون افكار سياسي وتروريستي صهيونيستها وبرنامهها واقدامات آنان، ارائه شد واذعان داشتيم كه اين اعمال غير انساني اسرائيل منجر به ترورهاي خونبار و جنايتهاي گروهي شده است. با توجه به اين مسائل اكنون اين سوال مطرح است كه چرا اسرائيل دست به چنين اعمالي ميزند وهدفش چيست ؟ و آيا براي اعمال اين رژيم نهايتي وجود دارد؟
با مطالعه در ادبيات وافكار سياسي صهيونيست ونيز استراتژي مداوميكه اسرائيليها طي پنجاه سال گذشته در حوزه فعاليتهاي خود به كار برده است، در مييابيم، تازماني كه چنين افكار واستراتژي محور اعمال اسرائيل باشد، زمين همواره وبراي هميشه شاهد جنگ ودرگيري خواهدبود واين درحالي است كه تمامي برنامههاي تروريستي صهيونيستها آماده اجرا ميباشد. هدف اسرائيل از اين فعاليتها واقدامات خونبار تروريستي آن است كه كره خاكي را آماده پذيرفتن يك حكومت صهيونيستي كند.[i][1]
علماي صهيونيستي هنگامي كه نظريه گردآمدن يهوديان جهان را درقالب "يك دولت يهودي" مطرح نمودند، درآن زمان هيچگونه دست آويزي به جز چندين نظريه دراختيار نداشتند. آنها حتي داراي يك سرزمين كوچك هم نبودند تا بتوانند دولت مورد نظر خود را درآنجا ايجاد كنند. آنان بدون داشتن سرزمين وبدون مهاجرت يهوديان وشهركسازي براي آنان قادر به ايجاد چنين دولتي نبودند.
نتيجه اين آرمان وبلند پروازيهاي يهوديان براي تشكيل يك دولت چيزي نبود جز جنگ... وآوارگي تعداد بيشماري از فلسطينيان... ومهاجرت يهوديان وشهركسازي براي آنان وجنگ جغرافيايي ميان اعراب و يهوديان برسر سرزمين فلسطين.
اسرائيل براي اجراي اهداف خود دراين عمليات سه بعدي به سخنان وگفتههايي تكيه دارد كه در كنفرانسهاي صهيونيستي مطرح ميشود. برخي از اين سخنان درزير مطرح ميشود :
«زمينها به عنوان سرزمين يهوديان تصرف ميشوند وبه عنوان صندوق سرمايه ملي يهود ثبت ميگردند وتا ابد نيز به نام يهود باقي خواهد ماند، اين املاك واراضي متعلق به يهود بوده وخواهد بود وبه هيچ ملت ديگري واگذار نخواهد شد.[ii][2] » روحي اوشيسكين " خاخام يهوديان، طي سخناني در مقابل كميته اجرايي صهيونيستي گفت :
«كشاورزي آرمان ما نيست، ما در درجه اول خواهان آنيم كه مرزهاي سرزمينمان را تاحد امكان گسترش دهيم... و وقتي تصميم گرفتيم كه سرزميني را تصاحب كنيم، بايد اين موضوع را همواره مدنظر خود قراردهيم كه هدف ماتسلط بر مناطق دوردست است.. تاجايي كه مشكلات اجازه دهند بايد مرزهاي خود را وسعت دهيم.[iii][3] »
«رعنان فايتس " رئيس سابق بخش شهركسازي در سازمان يهودي طي سخناني گفت : " برنامه ريزان شهركسازي صهيونيست، طي 60 سال گذشته بر اين اساس عمل كردند كه مرزهاي آينده رژيم صهيونيستي با شهركسازي مسكوني آغاز شده وسپس مساحت زيادي را اشغال كرده و وسعت يابد.[iv][4]»
پيشگام حركت صهيونيستها، هرتزل پيش از اين گفته بود :» جنبش صهيونيست از آغاز به عنوان يك حركت سياسي، يك هدف اصلي را براي استواري دولت بزرگ يهودي در نظر دارد و آن دست يافتن وتسلط بر دورترين نقطه زمين است.[v][5] « اين همان استراتژي است كه رهبران صهيونيستي در مورد چگونگي تصرف سرزمينهاي عربي بر آن اتفاق نظر دارند و بر اساس اين استراتژي است كه در سال 1903، سازمانهاوموسسات مختلف صهيونيست مانند صندوق تأسيسي ملي يهود و در سال 1920 صندوق مؤسسان را بوجود آوردند. چنين موسساتي با طي مراحل مختلف اين امكان را يافتند كه عملا"، مساحت زيادي از سرزمين فلسطينيان را به تصرف خود در آورند. با اين وجود، سياست حركت صهيونيستي در تصرف اراضي فلسطينيان، از زمان قيموميت انگلستان بر اين سرزمين، آتش جنگ مهيب وطولاني را ميان آنان واعراب برافروخته است. به دنبال تشكيل دولت صهيونيستي در فلسطين، نه تنها استراتژي اين رژيم تغيير نكرده است بلكه روشهاي جديدي را براي تسلط بر ديگر اراضي فلسطينيان كه هنوز به تصرف آنان در نيامده، اتخاذ كرده است چنانچه "اوشكين" در سال 1904 حقيقت ثابتي كه صهيونيستها همواره بر اساس آن عمل ميكنند را توصيف كرد. وي به بهترين صورت، نقطه نظرهاي آينده را چنين ترسيم مينمايد :
«براي تشكيل يك زندگي مستقل براي ملت يهود يا به معني درست تر، تشكيل يك دولت يهودي در فلسطين، در درجه اول بايد تمامي سرزمين فلسطين يا بيشتر آن متعلق به ملت اسرائيل باشد، بدون اين مالكيت، فلسطين هرگز خانه يهود نخواهد بود هرچند كه يهوديان در شهرهاو روستاهاي آن زندگي كنند.[vi][6]»
چطور ميتوان با وجود قوانين حاكم بر جهان به مالكيت اين سرزمين دست يافت؟ اين امر فقط از طريق يكي از دو پيشنهاد زير ممكن است :
1- با زور و قدرت و تحكم... از طريق اشغال نظامي، و يا به عبارت ديگر غصب اين سرزمين و خارج نمودن آن از دست صاحبان اصلي آن با تسلط نظامي.
2- از طريق اجبار.. از طريق مصادره زمينها، و با روشهايي كه توسط دولت انگلستان مهيا شده است.
از زماني كه صهيونيست جهاني طرح برپايي " وطن ملي براي يهود " را مطرح كرد و فلسطين را كانون اين مهم انتخاب كرد با سه مشكل استراتژيكي يعني زمين و مهاجرت يهوديان و امينيت مواجه شد. صهيونيست نميتواند بدون از بين بردن اين مشكلات، طرح مورد نظر خود را اجرا كند .
كنفرانسهاي يهوديان كه پيش از برپايي اين رژيم تشكيل شدند، بيش از هرچيز به عامل زمين تاكيد داشتند. آنان عنصر زمين را عامل اساسي براي استعمار و شهرك سازي و بازگشت و اسكان مهاجران يهود، از نقاط مختلف جهان به فلسطين ميدانستند. به طوريكه بدون تسلط وسيطره بر جزء بزرگي از سرزمينهاي اعراب، امكان اجراي نقشههاي اسرائيل براي ايجاد انقلاب جغرافيايي كه به سود يهود باشد، وجود نداشت.
به دنبال تحقق اين هدف، جنبش صهيونيستي اقدام به تاسيس تعدادي از دستگاهها و موسسات اجرايي كه به ترتيب زماني عبارتند از :
1- صندوق امن يهود براي استعمار كه در سال 1902 تاسيس شد.
2- صندوق ملي اسرائيل، كيرن كيميث، كه به موجب تصميمات پنجمين كنفرانس صهيونيستي در سال 1901 تشكيل شد.وظيفه اين صندوق تصرف اراضي اعراب در فلسطين و سوريه بود.
3- بانك انگليسي- فلسطيني كه در سال 1902 تاسيس شد.
4- شركت توسعه اراضي فلسطين كه در سال 1907 تاسيس شد.
5- سازمان فلسطين كه در سال 1908 تشكيل شد.
6- صندوق مؤسسان كيرن هيسواد كه در سال 1921 تاسيس شد.
7- سازمان " بيكا " كه موسس آن بارون روتچيلد در سال 1925 بود .
در اينجا بايد گفت كه سازمان صهيونيستي بر همه فعاليتهاي اين موسسات نظارت دارد و جنبش صهيونيستي با بهانهها و اشكال مختلف به اين دستگاهها و سازمانها متوسل ميگردد چنانچه اين امر از اسامي برخي از آنان كاملاً مشخص است. با اين حال، تصرف اراضي اعراب و ايجاد مستعمره در آن از جمله عوامل وحدت آنان بود.
شواهد تاريخي حاكي از آن است كه تا سال 1855 يهوديان در هيچ نقطهاي به غير از قدس و الخليل و صفد و طبريا، داراي ملك يا زمين نبودندو اين وضع تا آغاز عمليات تصاحب اراضي توسط " موشي مونتهفيوري" ادامه داشت. وي اقدام به خريد 100دونم* باغ مركبات در نزديكي يافا كرد وپس از آن در سال 1859 يك قطعه زمين در " موزا " در نزديكي قدس و سپس درسال 1878 قطعه زمين ديگري در ملبس (كه اكنون بيتح تكفا نام دارد) خريداري نمود.وي در سال 1882 در نقاط ديگر نيز اقدام به خريداراضي كرد از جمله درعيون قاره (ريشون لتصون )، زمارين ( زخرون يعقوب) وجاعونه (روش بينا).
در پايان سال 1882 حدود 22 هزار دونم از اراضي، تحت تصرف و مالكيت يهوديان درآمد و پس از آن نيز عمليات تصرف اراضي ادامه يافت تا اينكه تا پايان جنگ جهاني اول مساحت اراضي متعلق به يهوديان به حدود 418 هزار دونم ميرسيد[viii][8].
پس از اينكه انگليس قيموميت فلسطين را به عهده گرفت، "اين دولت نقش مهمي درانتقال مالكيت اراضي در شكل وسيعي به يهوديان ايفا كرد"[ix][9]، پس از آن يهوديان بوسيله دولت انگلستان به طور اساسي با مؤسسات صندوق ملي يهود، صندوق مؤسسان وسازمان بيكا همكاري كردند و توانستند مالكيت حدود 500 هزار دونم از اراضي فلسطين را به دست آوردند كه 200 هزار دونم از آن اراضي بلا عوض بود. يهوديان همچنين توانستند زمينهايي به مساحت 625 هزار دونم را از عربهاي غير فلسطيني كه در اين كشور داراي املاكي بودند، خريداري كنند كه اين زمينها عبارتند از :
- زمينهاي مرج بن عامر كه مساحت آن بالغ بر 400 هزار دونم است و 22 روستاي عربي را در بر ميگيرند. ساكنان اين اراضي كه بالغ بر900 خانوار فلسطيني بودند مجبور به ترك آنها شدند.
- اراضي امتياز الحوله كه مساحت آن 165هزار دونم است.
- زمينهايي كه درمناطق ناصره، صفد، عكا، بيسان، جنين وطولكرم واقعند ومساحت آنها 28 هزار دونم ميباشد [x][10].
صهيونيستها همچنين توانستند با بكارگيري تدابير ديگر، حدود 300 هزار دونم ديگر از اين اراضي رانيز به تصرف خود در آورند[xi][11]. بدين ترتيب مساحت اراضي متعلق به يهوديان تا صدور قطعنامه تقسيم، حدود 25000 14 دونم بود. "يوسف فايتس" طي سخناني اظهار داشت : «يهوديان تا زمان صدور قطعنامه تقسيم، مالك 1820000 دونم از اراضي بودند كه از اين مقدار 800 هزار دونم متعلق به صندوق ملي و 450 هزار دونم متعلق به جمعيت بيكا و بقيه آن كه بالغ بر 570 هزار دونم بود تحت مالكيت شركتهاي عمومي، مردمي وافراد ديگر قرار داشت [xii][12].» در اين حال منبع اطلاعاتي ديگري اذعان ميدارد كه «يهود طي 30 سالي كه فلسطين تحت الحمايه دولت انگليس بود تا پايان اين مدت در ماه مه 1948 مالك 1 و 2 ميليون دونم ازاراضي فلسطيني يعني 8% از اراضي خشك فلسطين بودند.[xiii][13].» همچنين تأكيد ميكنند كه « با رانده شدن وآوارگي حدود 2746 خانوار فلسطيني از 22 روستا در دشت مرج بني عامر و 15500 شهروند از وادي الوارث و 25 هزار تن ديگر از دشت الحوله ونيز آوارگي هزاران نفر ديگر از اراضي ساخنه وغوربيسان، طبعون، زبيدات، منسي وديگر نقاط، مساحت وسيعي از سرزمين فلسطين به تصرف ومالكيت يهوديان در آمد.[xiv][14]»
در زمينه شهركها و اماكن يهودي نشين كه در اراضي تصرف شده ساخته شدهاند بايد گفت كه «تعداد آنها از 47 مستعمره در سال 1914 به 259 مستعمره درسال 1944 رسيد يعني در هر سال معادل 7 مستعمره ساخته ميشد كه طي سي سال به اين تعداد رسيد.[xv][15]»
در جدول زير نسبت مالكيت اراضي در نقاط مختلف فلسطين تا سال 1945 نشان داده شده است [xvi][16]:
نام منطقه
املاك اعراب
املاك يهوديان
املاك دولتي
صفد
68%
18%
14%
عكا
87%
3%
10%
طبريا
51%
38%
11%
ناصره
52%
28%
20%
حيفا
42%
35%
23%
بيسان
44%
34%
22%
جنين
84%
15%
طولكرم
17%
9%
نابلس
98%
1%
رام الله
47%
يافا
77%
39%
رمله
قدس
96%
الخليل
75%
غزه
4%
21%
بئرالسبع
صهيونيست جهاني پس از برپايي دولت اسرائيل با همكاري استعمارگران غربي بر دولتهاي عضو مجمع بين المللي فشار زيادي وارد آورد تا بيانيه تقسيم فلسطين ميان يهوديان واعراب را صادر كند. بنابراين در تاريخ 29/ 11 / 1947 قطعنامه تقسيم فلسطين به تصويب رسيد كه طي آن «دولت اسرائيل 56% از مساحت كل فلسطين واعراب 42% از آن را بدست آوردند وقدس ونواحي اطراف آن كه 2% از اراضي را تشكيل ميدادند جزء تصرفات بين المللي به شمار رفت.[xvii][17]»
پس از جنگهاي توسعه طلبانه، سازمانهاي اسرائيلي با كمك ومساعدت تجهيزاتي كه دولت انگليس تحت عنوان قيموميت براي آن فراهم كرده بود، توانستند 79% از مساحت فلسطين را اشغال كنند ودولت اسرائيل را بر مساحتي بالغ بر 22290000 دونم در فلسطين تأسيس كنند كه اين اشغال همزمان با صلح و آتش بس انجام گرفت. از اين مساحت، حدود 425 دونم تصرفات آبي بود كه توسط اسرائيل اشغال شده بود. ديگر بخشها نيز به ترتيب در زير ذكر شده است :
000/675/17 دونم املاك دولتي.
000/800 دونم املاك صندوق ملي.
000/450 دونم املاك سازمان بيكا.
000/820 دونم املاك متعلق به افراد وجمعيتهاي يهودي.
ساكنان عرب 000/175/3 دونم از اين اراضي، در سال 1947 و 1948 مجبور به مهاجرت شدند[xviii][18].
پس ازاشغال وتصرف اين بخش عظيم از اراضي فلسطين كه تقريبا " چهار پنجم از مساحت كل فلسطين را شامل ميشد، مقامات رژيم صهيونيستي فرصت را غنيمت شمرده واملاك فلسطينياني كه از خانه وكاشانه خود رانده شده بودند رامتصرف شدند و همانطور كه گفته شد صدها هزار مهاجر يهودي را در اين املاك متمركز كردند. به عنوان مثال در فاصله ميان سالهاي 1948 تا 1953، 370 شهرك يهودي ساخته شد كه 350 شهرك از آن در اراضي غصب شده ساخته شد و در سال 1954 چنين بر آوردشد كه يك چهارم از ساختمانهايي كه توسط اسرائيل در فلسطين اشغالي بنا شدهاند متعلق به فلسطينيهايي بوده است كه از سرزمين خود رانده شده بودند[xix][19].
علاوه بر سازمانها و مؤسسات صهيونيستي كه قبلاً در تصرف اراضي و مهاجرت يهوديان از خارج و اسكان آنها در آن اراضي نقش داشتند، اسرائيل سازمانهاي ديگري را نيز ايجاد كرد و مسئوليت تصرف املاك فلسطينياني را كه تحت حاكميت اين رژيم سكوت كرده و اعتراض نميكنند ر، به آنان محول ساخت. همچنين اين رژيم قوانيني را وضع كرد و نيز "مجلس اراضي اسرائيل" براي اداره ونظارت بر اراضي كه تحت حاكميت وتصرف دولت اسرائيل قراردارد را ايجاد كرد. همچنين در سال 1950 هيأتي را براي برنامهريزي در پيشرفت زراعت وكشاورزي تشكيل داد و نيز بخش شهركسازي در سازمان صهيونيستي و قدرت زراعت و شهركسازي و برنامهريزي و پيشرفت روستايي را در سال 1976 تأسيس و بخشي را نيز به نام قدرت ايجاد روستا در وزارت مسكن و شهرسازي بنا نهاد.
پس از جنگ ژوئن 1967، يك كميته شهرك سازي مشترك ميان دولت اسرائيل وسازمان صهيونيست جهاني وهياتها وسازمانهاي برنامه ريزي واجرايي طرحهاي مصادره اراضي وشهرك سازي، بوجودآمد [xx][20].
از جمله بارزترين قوانيني كه توسط نيروهاي اشغالگر صهيونيستي براي تصرف بيشتر اراضي فلسطينيان وضع شده است "قوانين املاك افراد غائب" وتصرف اراضي در سال 1950 و 1953و 1957 ميباشد [xxi][21]. همچنين قانون ديگري با نام قانون "حاضر غائب" نيز تصويب شد. اين قانون در نوع خود بي نظير است وبه مقامات اشغالگر اجازه ميدهد كه املاك وخانههاي كساني راكه به خاطر ترس از جنگ، خانههاي خودراترك گفتهاند ويا حتي براي چند ساعت به روستاي مجاور خود پناه بردهاند ونيز املاك فلسطينياني كه به عنوان شهروندان قانوني اسرائيل تحت حاكميت آنان به سر بردهاند و نميتوانند به منازل و املاك خود برگردند را مصادره كرده و در سال 1960 به تصرف خود در آورند[xxii][22].
دولت اسرائيل براي اينكه به اينگونه اعمال خود (تصرف املاك غائبين) جنبه قانوني ببخشد، درسال 1954 قانون تصرف اراضي ( تصديق اقدامات و غرامت ) را وضع كرد. به موجب اين قانون دولت اسرائيل در مقابل اراضي واملاك مصادره شده فلسطينيان، غرامت و خسارتهايي را تعيين نمود و با وجود اينكه مساحت دقيق اين املاك مصادره شده مشخص نبود، اما برخي از منابع رسمي ميزان آن را بالغ بر 300.000 و 1.000.000 دونم تخمين زده اند[xxiii][23].
نيروهاي اشغالگر صهيونيستي املاك دولتي فلسطين را با اين بهانه كه مالكيت آن متعلق به ملت فلسطين نميباشد نيز مصادره كردند[xxiv][24]. اين سياست اتخاذ شده از سوي رژيم صهيونيستي براي مصادره اراضي فلسطينيان، منجر به كاهش شديد زمينهايي شد كه تحت مالكيت اعراب قرار داشت و نيز موجب تضعيف فن زراعت گرديد. مساحت واحدهاي زراعي روستايي درزمان قيموميت فلسطين، بيش از 2 دونم بود[xxv][25] كه پس از آن در سال 1967 به حدود 3 دونم رسيد. در اين حال روستاهاي فلسطين به آسايشگاههايي براي استراحت وخواب كارگراني مبدل شد كه روستاهاي خود را ترك گفته بودند تا در زمينهاي كشاورزي و اماكن صنعتي يهوديان فعاليت كنند و روستاهاي عربي از هرگونه امكانات پيشرفته صنعتي وكشاورزي محروم بودند[xxvi][26].
نيروهاي اشغالگر اسرائيلي همچنان سياست تصرف اراضي فلسطينيان را دنبال ميكردند و اين سياست تا كنون نيز براي بيرون راندن ساكنان اراضي فلسطيني از زمينهاي زراعي خود ادامه دارد.
جدول زير كه (مختص تغيير اراضي كشاورزي وتوزيع اين زمينها در ميان اعراب ويهود از سال 1950 تا 7/1966 ميباشد) ابعاد مهم سياست غارت اراضي وظلمي كه نسبت به حق مسلم فلسطينيان روا شده است را نشان ميدهد[xxvii][27].
سال
مجموع زمينهاي كشاورزي
زمينهاي كشاورزي عربي
درصدي از اراضي عربي
زمينهاي كشاورزي يهوديان
50/1951
350،3
645
3،19
705 ،2
50/1952
665،3
680
6،18
985 ،2
50/1953
575،3
590
6،16
960،2
53/1954
560،3
620
5،16
940،2
54/1955
600،3
625
4،17
965،2
55/1956
630،3
655
1،18
030،3
56/1957
820،3
675
7،17
145،3
57/1958
940،3
700
8،17
240،3
58/1959
105،4
755
4،18
330،3
59/1960
075،4
745
3،18
265،3
60/1961
150،4
885
3،21
180،3
61/1961
030،4
850
1،21
62/1963
965،3
830
7،20
63/1964
450،3
890
8،25
460،3
66/1967
4.165
865
8،20
300،3
علاوه براين در سال 1993 مقامات اشغالگر صهيونيستي حدود 2250 دونم ازاراضي منطقه ناصره و 5100 دونم از روستاي البعنه ودير اسد و نحف (معركه الشاغور) را مصادره كردند. همچنين در سال 1965 نيز اقدام به مصادره 3555 دونم از اراضي 25 روستا در منطقه الجليل كردند. بدين ترتيب دولت بالغ بر 9/16 ميليون دونم از مجموع مساحت كشور كه به 3/20 ميليون دونم ميرسيد را تصاحب كرد يعني مالك 85 درصد از مجموع مساحت كشور شد[xxviii][28].
رژيم صهيونيستي همگام با سياست استعماري خود در غصب اراضي فلسطينيان پس از جنگ ژوئن 1967 تلاش كرد تا به روند تاراج املاك عربي در كرانه باختري ونوار غزه ادامه دهد و اين بار نيز با توسل به زور اين املاك را از صاحبان قانوني آن غصب و به شركتها ويا مؤسسات ديگر كه اقدام به شهركسازي ميكردند، ميسپردند. اسرائيل براي مصادره اراضي از روشهاي ديگر نيز استفاده ميكرد از جمله مسدود نمودن مناطق عربي به بهانه ايجاد امنيت و تسلط بر اراضي و املاك دولتي، تصرف زمينهاي مجاور مناطق مسكوني، تصرف خانه واملاك اشخاص غايب ونيز طرحهاي سازماني كه به موجب دستور شماره 50 از سوي مجلس اعلي در فرماندهي ارتش اسرائيل صادر شده بود[xxix][29].
"يعازي روزن" مهندس اسرائيلي كه يكي از دلالان زمين در فلسطين اشغالي است دراين مورد گفت : در بين سالهاي 1980 تا 1983 مسئولان عمليات شهركسازي براي دلالان تسهيلات زيادي فراهم نمودند تا بتوانند زمينهاي بيشتري را به سود شهركسازي، متصرف شوند، خصوصاً اينكه ايدئولوژياي كه مد نظر حزب ليكود ميباشد، همه اقدامات وكارهايي راكه اين حزب در اين زمينه انجام ميدهد را براي تحقق آرمان "سرزمين بزرگ اسرائيل" توجيه مينمايد[xxx][30].
دلالان وتاجران زمين، براي كلاهبرداري در عمليات خريد اراضي به كساني كه به نوعي با حزب ليكود ارتباط داشتند متوسل شده اند، بدين ترتيب كه با پرداخت هزينهها ومبالغ هنگفتي به اين حزب، آن را در فعاليتها وطرحهاي مختلف خود مانند انتخابات كه در ماه مه 1984 انجام شد، ياري كردند واين موضوع با تحقيق ازدلالان زمين وشركتهايي كه اجراي چنين معاملاتي را به عهده داشتند، عملاً اثبات شده است. اين معاملات كه با فريبكاري وتقليد انجام ميگرفت بدين ترتيب بود:
1- پيداكردن دلالاني كه با موقعيت زمين آشنايي كامل داشتند. اين دلالان با مشتريان خود مصاحبت ميكردند تا بتوانند اطلاعات كاملي از طبيعت وموقعيت زمين مورد نظر خود بدست آورند.
2- بدست آوردن سند مالكيت زمين تا اين اطمينان حاصل شود كه اين زمين در اداره دارائي ثبت شده است كه اين موضوع در نقشه زمين كاملاً مشخص نيست.
3- براي انجام چنين معامله اي، دلال بايد ده درصد از قيمت زمين را به عنوان پيش پرداخت دريافت نمايد.
4- اگر سندهاي مالكيت با نقشههاي اراضي مطابقت نداشتند، فرصت تقلب و كلاهبرداري در مساحت زمينها وموقعيت آن براي دلالان فراهم ميشد. بدون ترديد كارهايي كه بدين شكل صورت ميگرفت بسيار كم بودند. بنابراين اين افراد از راههاي مختلف به اوراق اثبات مالكيت دست مييافتند، آنان يا اين اسناد را ربوده ويا جعل ميكردند ويا اينكه شب هنگام مالكان اراضي را وادار ميكردند كه زمين خود راترك نمايند.
رهبران حزب كارگر مانند "يغئال الون" و "موشه دايان" از اولين كساني بودند كه عمليات شهرك سازي رادر كرانه باختري رهبري ميكردند. آنان با استفاده از فريب وتقلب معاملاتي را درآنجا انجام دادند وشهركهاي يهودي نشين را در نوك سرنيزههاي خود بنا كردند.
يغئال الون اولين شهرك يهودي را با نام "كريات اربع" در آوريل 1968 در شرق شهر الخليل و برسر راه الخليل وبني نعيم احداث كرد.
در طول سالهاي گذشته وپس ازجنگ ژوئن 1967 عمليات ساخت شهرك كريات اربع كه با اقدام حزب تجمع همعراخ، انجام گرفت به معني نشان دادن چراغ سبزي بود تا اسرائيليان بتوانند تاراج ومصادره اراضي فلسطينيان عرب را آغاز كنند.
در مدت حكومت حزب ليكود ما شاهد اوج غارت وچپاول وشهرك سازي در اراضي فلسطينيان بوديم اما بارزترين اين روشها ومعمولترين شيوهاي كه در جعل اسناد ومدارك مالكيت املاك وانتقال آن به تجار يهودي، توسط دلالان اراضي مورداستفاده قرار گرفت عبارتنداز:
1- سوء استفاده از وفات اشخاص براي امضاء اسناد جعلي، اين كار توسط شهرداراني انجام ميگرفت كه مستقيماً از سوي مقامات نظامي اسرائيلي انتخاب ميشدند وباآنان همكاري ميكردند. آنها با اين كارقصد داشتند كه اين تصور رادرذهن خانواده شخص متوفي ايجاد كنند كه آنچه راكه آنها امضاء كردهاند فقط شهادت آن شخص بوده است. به عنوان مثال چنين حادثهاي عملاً در روستاي "بديا" اتفاق افتاد. بدين ترتيب كه يكي از شهروندان براي امضاء اسناد فوت همسرش نزد شهردار رفت وشهرداري وي را وادار كرد تا چند سند ومدرك راامضاء كند. پس از مدتي وي دريافت كه يكي از مداركي كه امضاء كرده است يك فقره چك بوده است كه به موجب آن چك، وي بدون آنكه متوجه باشد يك قطعه از زمين خود را بفروش رسانيده است.
2- دلالان زمين از روشهاي موسوم و معروف جعل اسناد با نام "فوتومونتاژ" در جعل اسناد استفاده ميكردند.
3- سوء استفاده از اشخاصي كه از نظر جسمي وعقلي بيمار هستند واين كار توسط يكي از وكلاء اسرائيلي انجام ميگرفت. بدين ترتيب كه وي يكي از شهروندان عرب راكه ناشنوا بود از طريق يك دلال براي كار در باغ منزلش استخدام كرد و پس از دو روز از وي خواست تا كاغذي را امضاء كند كه نشان ميداد وي اجرت كار خود رادريافت نموده است درحالي كه اين ورق خالي بود واين نيز يكي از فريب كاريهايي بود كه يهوديان از آن استفاده ميكردند.
4- از طريق جعل اثرانگشت
5- جعل كارت شناسايي درازاء دريافت مبلغي پول
6- ازطريق جعل مذاكرات
7- ازطريق تحويل مالكين اراضي به مقامات اسرائيلي واجبار آنان براي امضاء مدارك وانتقال مالكيت اراضي كه متعلق به آنهاست به تاجران يهودي يا شركتهاي نيمه رسمي.
نمونههايي كه ارائه شد تنها مختصري از روشهايي است كه اسرائيل در اوج فعاليتهاي شهركسازي براي يهوديان وتصرف زمينهاي اعراب فلسطيني، از آن استفاده ميكند. مقامات اسرائيلي توانستهاند بر بيش از 65درصد ازكل مساحت اراضي كرانه باختري ونوار غزه تسلط پيداكنند و 150 تا 180 شهرك درآن ايجاد كنند[xxxi][31].
اگر امروزه كمي به تب مصادره اراضي ويهودي كردن آن كه از جمله اقدامات حكومت راست گراي نتانياهو است، بيانديشيم بدون شك به مركزيت و اهميت زمين كه در استراتژي صهيونيست داراست، پي ميبريم. جنگ اعراب فلسطيني- اسرائيلي برسر مسئله سرزمين وحاكميت بر آن بيش از نيم قرن است كه ادامه دارد … امروزه جنگ واقعي درداخل مرزهاي كرانه باختري شعله ور است ودولت نتانياهو هيچ گونه طرح ويا پيشنهادي كه منجر به عقب نشيني اسرائيل از كرانه باختري شود را نميپذيرد.
* هر دونم برابر با 2.500 متر مربع است كه هر 4 دونم يك هكتار ميباشد.
[i][1] - سخنرانيهاي اولين كنفرانس صهيونيستي، قدس، رؤوين ماس 1946، ص 1942- 1944.
[ii][2] - اميل توما جذور، قضيه فلسطين، ص 180-1981.
[iii][3] - از گزارش كميته بيل 1937، الكتاب الاسود عن يوم الارض 30/3/1976، بيانيه كميته قطري براي دفاع از اراضي اعراب دراسرائيل – حيفا- 1986ص14.
[iv][4] - روزنامه اسرائيلي جروزالم پست، شماره12/9/1977.
[v][5] - براي اطلاع بيشتر از مضمون اين مطلب مراجعه شود به كتاب تفكر صهيونيست و تشكيل دولت اسرائيل، دارالجليل، عمان 1986.
[vi][6] - گزارش كميته بيل 1937، همان مرجع .
[vii][7] - ابشالوم روكاح، قانون شهركسازي دراسرائيل، 1978،ص62.
[viii][8] - يوسف فايتس، مالكيت زمين، مهاجرت وشهركسازي، قدس 1973،ص103تا 108.
[ix][9] - مشكل پناهندگان عرب، دكتر ادوارد سعيد، قاهره،1963،ص38.
[x][10] - جهاد فلسطيني عربي، عمرابونصر،1936، يافا، ص 13.
[xi][11] - مشكل پناهندگان عرب، همان مرجع، ص 40.
[xii][12] - مالكيت زمين، همان مرجع، ص 106.
[xiii][13] - دكتر حسن عبدالقادر صالح، همان مرجع.
[xiv][14] - همان مرجع، ص 165.
[xv][15] - ابراهيم ابولغد، يهودي كردن فلسطين، بيروت، 1972، مصطفي دباغ، بلادنا فلسطين، جزء اول وبخش اول، ص173. دكتر حسن عبدالقادر صالح، همان مرجع.
[xvi][16] - طبق گزارشايه "سرشماري روستايي" كه سازمان انگليسي در سال 1945 در فلسطين تهيه كرده بود.
[xvii][17] - دكتر حسن عبدالقادر صالح، همان مرجع.
[xviii][18] - يوسف فايتس، املاك افراد غائب، ژانويه 1953. هاآرتص و جروزالم پست" 18 ژانويه 1953.
[xix][19] - عبدالرحمان ابوعرفه، شهركسازي اقدام عملي صهيونيست، ص 138.
[xx][20] - دكتر حسن عبدالقادر صالح، همان مرجع، ص 19.
[xxi][21] - تغيير اجتماعي وتوافق روحي دراعرابي كه تحت حاكميت اسرائيل بسرمي برند، دكتر كناعنه، دانشگاه بيرزيت، 1978، ص 114.
[xxii][22] - دون بيرتس، حقايق در مورد اسرائيل، دفتر اطلاعاتي اسرائيل، نيويورك، 1957، ص46.
[xxiii][23] - كتاب سياه از روزگار زمين، همان مرجع.
[xxiv][24] - همان مرجع.
[xxv][25] - عنان عامري، پيشرفت زراعي وصنعتي در فلسطين، 1900 تا1970، قدس،1981، ص 25.
[xxvi][26] - مصادره اراضي اعراب 1948-1976: نقشهها واطلاعات، روزنامه اتحاد حيفاويه، شماره 31/3/1987.
[xxvii][27] - همان مرجع.
[xxviii][28] - مصادره اراضي اعراب، همان مرجع.
[xxix][29] - عبدالرحمن ابوعرفه، همان مرجع.
[xxx][30] - يديعوت امرنوت، شماره 13/12/1985.
[xxxi][31] - راجه ارشيف، مركز اطلاعات كميته روز قدس
32- همان مرجع. /var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/171.htm
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 176 [SerialNo] => 171 [MTitle] => زمين در انديشه وتفكر سياسي صهيونيستها [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 1 [Side_NS] => 0 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 0 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 8 [WriteDate] => 12/19/2004 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => مولف و منبع ندارد [Abstract] => 7 [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved